تبلیغات
تنهایی هایم...

تنهایی هایم...
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!! 
سلام به همه ی عزیزانی که به وبلاگم میان...
من نازنینم....
این وبلاگو خیلی دوست دارمو توش همه چی مینویسم...
پس با نظراتون خوش حالم کنید...
این پست ثابته....
هر کی میخواد تبادل لینک کنه منو با عنوان وبلاگ لینک کنه و بهم بگه با چه عنوانی لینکش کنم....
نظر یادتون نره...
بای بای

بچه ها برای حمایت وبلاگم توی قسمت امکانات وبلاگ روی انتخاب وبلاگ برتر ماه کلیک کنید و بهم امتیاز بدین..مرسی

[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

 

روزی روزگاری پسرك فقیری زندگی می كرد كه برای گذران زندگی و تامین مخارج تحصیلش دستفروشی می كرد.از این خانه به آن خانه می رفت تا شاید بتواند پولی بدست آورد.روزی متوجه شد كه تنها یك سكه 10 سنتی برایش باقیمانده است و این درحالی بود كه شدیداً احساس گرسنگی می كرد.تصمیم گرفت از خانه ای مقداری غذا تقاضا كند. بطور اتفاقی درب خانه ای را زد.دختر جوان و زیبائی در را باز كرد.پسرك با دیدن چهره زیبای دختر دستپاچه شد و بجای غذا ، فقط یك لیوان آب درخواست كرد.

دختر كه متوجه گرسنگی شدید پسرك شده بود بجای آب برایش یك لیوان بزرگ شیر آورد.پسر با تمانینه و آهستگی شیر را سر كشید و گفت : «چقدر باید به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چیزی نباید بپردازی.مادر به ما آموخته كه نیكی  دیگران ازائی ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صمیم قلب از شما سپاسگذاری میکنم»


ادامه مطلب برچسب ها: داستان عاشقانه،  
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

قدرت عشق

داشتم می رفتم سفر و از همسرم خواستم که مثل همیشه بعد از دعاش به عنوان نگاهبان من پیشونیم رو ببوسه.

و بعد سوار قطار شدم.

...

وقتی قطار به  ته دره سقوط کرد.

همه مردند و من هم مردم.

از بالا تلاش دکترها رو می دیدم.

بعد از 2 ساعت دکترها گفتند بی فایده ست و رفتند.

و من یاد بوسه همسرم افتادم. و در همین لحظه از بالا دیدم که نوری از پیشانی من بیرون امد و به قلبم فرو رفت.

 2 دقیقه بعد صدای فریاد پرستاری که بالا سرم بود رو شنیدم که دکترها رو صدا می کرد، اما صدای فرشته مرگ که کنار پرستار بود بیشتر بود که با نگاه نافذش رو به من گفت: خوب از دستم در رفتی ها.

شانس آوردی که قدرت من از قدرت عشق کمتره.


برچسب ها: داستان عاشقانه،  
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 06:12 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

پسر جوون رفت سر همون چشمه ای که بار اول دختر رو دیده بود.

و با خودش زمزمه کرد : آحه چرا رفتی شهر؟ می دونی که حتی من طاقت چند روز دوریت رو ندارم

و در همون لحظه از تعجب حشکش زد وقتی دید که تصویر دخترک روی آب چشمه ظاهر شد و گفت: آخه دیگه دوستت نداشتم!

پسر های های گریه کرد.

اما دستی از پشت روی شونه هاش  احساس کرد و وقتی برگشت دید که دخترک درست بالای سرش رو تخته سنگی نشسته و می گه عزیزم شوخی کردم باهات من.

و پسرک یه دنیا شاد شد.

و پاشد و به شوخی آروم با دستش زد پس کله دختر و گفت : دیگه با من از این شوخیا نکنیا.

اما همون لحظه دخترک از روی سنگی که بالاش بود لیز خورد و با کله خورد روی سنگی که پائین چشمه بود.

خون همه چشمه رو فرا گرفت.

و دختر ضربه مغزی شد و مرد.

از فردای اونروز پسر هر روز لب چشمه می رفت و با تصویر دختر تو چشمه از لیز خوردن دخترک از بالای سنگ می گفت و بعدش با هم قاه قاه می خندیدند.

و در این میان بزگترها وقتی می یومدند تو چشمه پسری رو می دیدند که هر روز یه خاطره گریه دار رو  با خودش بلند بلند تکرار می کنه و بعدش تنهائی می خنده.

اما دختر بچه ها به جز پسری که تو چشمه بود، تصویر دختر زیبائی رو روی آب چشمه می دیدند که از پسره بیشتر می خنده.

تا نکنه دل پسر بگیره و باور کنه که دخترک دیگه واقعا رفته...


ادامه مطلب برچسب ها: داستان عاشقانه،  
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

از زندگی خسته شده بود.... شقیقه هاش تیر می کشید .. بی تفاوت به دیوار سفید خیره شده بود... چقدر خسته بود... از نگاهش پیدا بود. تنها اومیدانست... 

چقدر دوستش داشت؟ جواب این سوال را نمی دانست اما کسی در درونش فریاد میزد یک دنیا اما دنیا به چشمش کوچک بود...به اندازه ی تمام ثانیه هایی که با یاد او.فکر او صدای او زندگی کرده بود... اما باز هم کم بود چون همه ی انها به نظرش به کوتاهی یک رویای شیرین بی بازگشت بود.... هر اندازه که بود.مطمعن بود که دیگر بدون او حتی نفس هم برایش سنگین خواهد بود و می دانست دیگر بی او زندگی چیزی کم دارد به رنگ عشق!
ادامه ی مطلب...


ادامه مطلب برچسب ها: داستان عاشقانه،  
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 06:08 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .
رنگ چشاش آبی بود .
رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ

وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر موهاش بگیرم
مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .
دوستش داشتم .
لباش همیشه سرخ بود .
مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه

وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.
دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .
دیوونم کرده بود .
اونم دیوونه بود .
مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .
دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .
می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .
اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .
بعد می خندید . می خندید و

منم اشک تو چشام جمع میشد .
صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .
قدش یه کم از من کوتاه تر بود .
وقتی می خواست بوسش کنم
٫
چشماشو میبست
٫
....ادامه ی مطلب


ادامه مطلب برچسب ها: داستان عاشقانه،  
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 06:04 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]
 

فروردین+ فروردین = پیوندی آتشین
فروردین+اردیبهشت = پیوندی کاملا عشقی
فروردین+خرداد = خوش دل و امیدوار
فروردین+تیر = اختلاف فراوان
فروردین+مرداد = شدید
فروردین+شهریور = سرد و گرم


فروردین+مهر = کمی غیر ممکن
فروردین+آبان = خیلی با حرارت
فروردین+آذر = پر از ماجرا جویی
فروردین+دی = هیجانات فراوان
فروردین+بهمن = شگفت انگیز
فروردین+اسفند = توام با مشکلات


...


ادامه مطلب
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

 

– کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.
 

 

– آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
 

– جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.
 


 

– افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
 

– فرشته ها به زمین نمی‏آیند تا ببینند ما چه می‏کنیم بلکه می‏آیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
 

– هیچ کس نمی‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)

– پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب می‏کنیم.
  

– تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند.
...به ادامه ی مطلی برید


 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

 

 

!.. سلام با عشق ...!

 

زندگی بدون عشق مانند درخت بدون شکوفه و میوه می ماند .

 

زندگی بدون عشق زندگی نیست ...

 

زندگی چیست ؟عشق ورزیدن ! ...

 

زندگی ماجرایی است پر از هیجان ما در زندگی خود نشانه هایی می بینیم حاکی از حضور خداوند در درون و بیرون ما اگر چشم دل را باز کنیم می توانیم این نشانه ها را ببینیم و بخوانیم ...

 

دنیای ما سرشار از معناست ...

 

عشق چیست ؟



ادامه مطلب برچسب ها: مطالب عاشقانه،  
[ پنجشنبه 22 دی 1390 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]



(1) با هر قدم شهرمونو کردی گلستان...بابا بهااار




(2)
قد تموم ستاره های آسمون میخوامت...اه امشبم هوا ابریه



(3)
امروز قلبم درد گرفت فکر کنم چاق شدی جات داره تنگ میشه



(4)
اگه یه روز رفتی سفر رفتی ز پیشم بی خبر....اشکال نداره فقط سوغاتی برام بخر



ادامه مطلب برچسب ها: مطالب عاشقانه،  
[ چهارشنبه 21 دی 1390 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب

بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی

بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان

طعم شیرین عسل از بوسه است

پاسخ هر بوسه ای یك بوسه است
بهترین هدیه پس از یك انتظار
بشنوید از من فقط یك بوسه است

بوسه را تكرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود

 


برچسب ها: مطالب عاشقانه،  
[ یکشنبه 18 دی 1390 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ] [ نظر بدید! ]
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      ...   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

hi! i,m nazanin...i,m 15 and this is my weblog
wellcome to my weblog and i waiting for your comment!
if you want go to my other weblog go to this link
bia4nazanin.mihanblog.com
i looking for you

good louk and kiss you
nazanin
نویسندگان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
به نظرتون وبلاگم در چه سطحیه؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :