تبلیغات |
تنهایی هایم...
|
![]() سلام به همه ی برو بچی که به وبلاگم میان. بالاخره تصمیم گرفتم یه پست ثابت بزارم.! ![]() این جا اونجوری نیست فقط بیاید به وبم که امار بازدید بره بالا...باید نظر بدید بعد تشریف ببرید. وگرنه دعا میکنم کچل شید.دندوناتون بریزه و..... خلاصه گفته باشم نظر ندید با من طرفید پیشنهادی دارید یا میخواید لینک شید تو این قسمت بگید و در اخر خیلی خوش اومدید به وبلاگ نازنین جووون.!!یعنی من!!! ![]() اوقات خوبیرو براتون ارزو مندم
[ سه شنبه 9 اسفند 1390 ] [ 10:32 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 ] [ 06:17 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
موفقیت در هر سنی
در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار در 7 سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از مدرسه) در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (یافتن) در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست (تنهایی) در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه (از هر کجا) در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار [ یکشنبه 24 اردیبهشت 1391 ] [ 07:50 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
تولد انسان روشن شدن کبریتی است ![]() و مرگش خاموشی آن! بنگر در این فاصله چه کردی؟! گرما بخشیدی...؟! یا سوزاندی...؟! [ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 09:33 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
ایستگاه سواحل ولیعصر ..... ایستگاه بعدی سواحل هفت تیر [ جمعه 8 اردیبهشت 1391 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
سلامممممم... اوووووف....بعد 2 هفته امتحانات دوباره اومدم به وبلاگ...خواهش میکنم ببخشید که تو این مدت اپ نکردم... اخه من نمیدونم به این مدرسه ی خراب شده چی بگم....؟؟؟؟؟ تا از 13 فروردین اومدیم شروع کردن امتحان گرفتن...انقدم سخت سخت میدادن که...ادم دهنش سرویس میشد... خلاصه حالا فعلا که تموم شد... امروز جشن داشتیم!!!!البته تو خود نمازخونه عذاداری بود ولی زنگ سوم با معلم ادبیاتموم جشن گرفتیم... بدبختی من اصلا حواسم نبود جشن امروزه...وگرنه گوشیمو میبردم عکس میگرفتم...چند تا از بچه ها گرفتن حالا هر وقت عکسارو ازشون گرفتم شاید چند تاشو بزارم وبلاگ...انقده حال داد!!!! پول داده بودیم یکی از بچه ها برامون کیک گرفته بود و واس معلم ادبیاتمون خانوم اسکندری کادو گرفتیم...اها راستی مناسبتش واس این بود که کتاب فارسی امسالمون تموم شد... وای من عااااااشق خانوم اسکندریم...خیلی ماهه..یه ادمیه که بعضی موقع ها حرصتو در میاره ولی واقعا مهربونه... حالا بگذریم...فردا میخوایم با خالمینا تو این چند روز بریم فریدون کنار..من 4 یا 5 سالمون بود یادمه رفته بودیم همگی کل خانواده...!!!!البته بابام اوایل قبول نمیکرد که بریم ولی خداروشکر راضی شد... حتما اگه شد از اون جا هم چند تا عکس تو وبلاگ وقتی برگشتم میزارم... اوووف...خسته شدم..چقد حرف داشتم..!! راستی!!!!!چند روز پیش رفته بودم کلاس گیتارم...جلو استادم نشستم بحث دانشگاه و کنکور شد...بهم گفت چند سال دیگه کنکور داری؟گفتم حالا فعلا سوم راهنمایی ام...گفت اِ...من فکر کردم بزرگتری...!!!!! به خودم امیدوار شدم!!!!!! خب دیگه فعلا خسته شدم انقد نوشتم....بای بای تا بعد ![]() نظر یادتون نره [ سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 ] [ 06:06 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
سلام...بالاخره بعد از کلی گشتن تو قالبای وبلاگ یه قالب انتخاب کردم و عوضش کردم.. حالا خوشگل هست؟؟؟توروخدا اگه وبلاگم زشت شده بگید عوضش کنم.... 5.6 تا مطالب چرت هم پاکیدم... نظرتونو درباره قالب بگید عیدتون هم مبارک...فکر کنم تا بعد از عید بیام دوباره... سال خوبی داشته باشید دوستای خوبم ![]() راستی 11 فروردین تولدمه ها!!!!یادتون نره! ![]() ![]() [ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 07:51 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ چهارشنبه 24 اسفند 1390 ] [ 02:12 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ شنبه 20 اسفند 1390 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ جمعه 19 اسفند 1390 ] [ 09:15 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
اصغر فرهادی، مهران مدیری، رضا عطاران و عموپورنگ که زمانی اعتبار تلویزیون بودند این روزها خارج از خانه اصلی خود هنرنمایی می کنند. وقتی هر سریالی که ساخته می شود با کلی ممیزی های مقطعی و سلیقه ای مواجه می شود رمق و انگیزه ای برای آدم های خلاق و متفکر نمی ماند و آدم هایی مثل این چهار نفر که زمانی منبع اصلی جذب مخاطب برای تلویزیون بودند ترجیح می دهند رسانه مادر خود را ترک کنند و در مدیوم های دیگر فعالیت خود را ادامه دهند. در ادامه به اختصار به پرونده تلویزیونی این چهار نفر و دلایل جدایی آنها از تلویزیون می پردازیم :
درباره قدرت فیلمنامه هایی که فرهادی برای این سریال مینوشت همین
بس که وقتی در میانه سریال و از قسمت سیزدهم، "اصغر توسلی"، تهیه
کننده سریال تصمیم به کنارگذاشتن شاپور قریب گرفت و خودش کارگردان
سریال شد، هیچ تغییری در کیفیت سریال پدید نیامد. اتفاقی که در سری
دوم "روزگار جوانی" افتاد. در فصل دوم این سریال "علی اکبر
محلوجیان" جایگزین اصغر فرهادی شد و توسلی براساس فیلمنامه هایی از
این فیلمنامه نویس سری جدید سریال پرطرفدار آن سال ها را جلوی
دوربین برد، اما همانطور که پیش بینی میشد فصل دو "روزگار جوانی"
با سوارشدن بر موج موفقیت فصل یک توانست مخاطبان را با خود همراه
کند. زوج توسلی و محلوجیان بعد از این و با الگوبرداری از ساختار
"روزگار جوانی" سریال "دختران" را ساخت که نتوانست درصدی از موفقیت
آن سریال را برایش تکرار کند.
اصغر فرهادی کارگردانی در تلویزیون را با "چشم به راه" شروع کرد و
با سریال نوروزی "مجتمع مسکونی فرخ و فرج" ادامه داد و درنهایت به
"داستان یک شهر" رسید. سریالی که آن را در دو فصل برای شبکه تهران
ساخت. فرهادی با الهام از برنامه مستند گزارشی "در شهر" که حسابی
در آن سال ها به خاطر گزارش های جنجالی اش از سطح شهر پرمخاطب شده
بود، سریال جدیدش را جلوی دوربین برد
حالا یک دهه از دوری فرهادی از تلویزیون میگذرد، او این روزها مرد اول سینمای ایران است، حضور دوباره او در تلویزیون بیشتر شبیه یک رویای دست نیافتنی است.
واقعا نمیشود کیفیت "ساعت خوش"، "سال خوش"، "نوروز 76" و "جنگ 77"
را با "ببخشید شما" و "پلاک 14" مقایسه کرد. در همان سال ها بود که
پدیده هایی به نام "مهدی مظلومی" (بدون شرح) و "مهران غفوریان"
(زیر آسمان شهر) توانستند گوی سبقت را از مدیری بگیرند و مدیری هم
با یک سکوت دوساله هیچ کاری را کارگردانی نکرد. در حالی که همه فکر
میکردند مدیری تبدیل به یک چهره سوخته در تلویزیون شده ناگهان او
یک غافلگیری دیگر را برای مخاطبانش به وجود آورد و آن هم ساخت
سریال بی نظیر "پاورچین" بود. سریالی که در شبکه تهران تولید و پخش
شد. این سریال دوباره مدیری را به اوج رساند و این بار مدیری که
تازه به یک گروه تقریبا ثابت رسیده بود توانست به خوبی موقعیت
جدیدش را هدایت کند و روی دیگر هنر خود را نشان دهد.
اما "قهوه تلخ" عامل اصلی جدایی مدیری و تلویزیون بود. سریالی که قرار بود برای پخش از تلویزیون ساخته شود اما به دلیل عمل نکردن تعهدات مالی برادران "آقاگلیان" نسبت به تلویزیون در سریال "مرد دوهزار چهره"، تلویزیون پخش "قهوه تلخ" را منوط به تسویه حساب برادران آقاگلیان با سازمان صداوسیما کرد که عملا این اتفاق نیفتاد و "قهوه تلخ" وارد شبکه نمایش خانگی شد.
تیرهایی که تلویزیون و مدیری در این مدت به سوی هم انداختند عملا حضور دوباره مدیری در تلویزیون را در هاله ای از ابهام قرار داده است. از آن طرف هم مدیری با حضور در یک فیلم سینمایی (پل چوبی) و اظهار تمایلش برای ساخت اولین فیلم سینمایی اش مقدمات دل کندش از تلویزیون را فراهم کرده تا بیستمین مرد قدرتمند ایران در سال 2009 از نگاه مجله نیوزویک، مهم ترین پایگاه خود را کنار بگذارد و تلویزیون هم عملا سلطان کمدی ساز بعد از انقلاب خود را از دست بدهد.
حتی کارگردانی سریال هایی مثل "کوچه اقاقیا" و "قطار ابدی" هم نتوانست عطاران را از زیر سایه سنگین یار قدیمیاش بیرون بکشد تا اینکه بالاخره کارگردانی سریال "خانه به دوش" عطاران یک شبه ره صدساله را پیمود. البته موفقیت مجموعه "خانه به دوش" که در ماه رمضان روی آنتن رفت بیشتر به این دلیل بود که عطاران توانسته بود نگاه و دید جدیدی که توجه بیشتری به آدم های واقعی و طبقه متوسط جامعه داشت را به کارهای کمدی وارد کند، نگاهی که هنوز در برخی آثار کارگردانان تلویزیون از جمله مجید صالحی، سعید آقاخانی رگه های پررنگی از آن دیده میشود.
"متهم گریخت" و "ترش و شیرین" دیگر کارهای موفق عطاران بودند که نام او را به عنوان یک کارگردان و بازیگر کمدی کاملا در تلویزیون تثبیت کرد و حتی کار را به جایی رساند که بعضی کارهای دیگر را با پسوند کمدی عطارانی میشناختند. در اوج موفقیت، عطاران به سریال "بزنگاه" رسید، سریالی که هرچند در حد و اندازه های کارهای قبلی عطاران نبود اما به دلیل انواع و اقسام مشکلاتی که سر راهش گذاشته شد و ممیزی هایی که به دلایل واهی گریبانش را گرفت، عطاران را از تلویزیون دلگیر کرد.
بعد از "بزنگاه" بود که عطاران به شکل غیررسمی از تلویزیون خداحافظی کرد و دیگر در هیچ کار تلویزیونی نه به عنوان بازیگر و نه به عنوان کارگردانی حضور پیدا نکرد. در این بین تلویزیون هم به جز در یک مورد (پیشنهاد ساخت سریال "یک وجب خاک" برای شبکه سه که عطاران شخصا آن را قبول نکرد) با این فرض که دیگر کارگردانان عرصه کمدی که بعضی هایشان زمانی از دستیاران عطاران بودند میتوانند به خوبی جای خالی او را در تلویزیون پر کنند به این قهر عطاران توجهی نکرد تا او تمام وقت خود را صرف حضور در کارهای سینمایی کند.
عطاران با تلاشی مثال زدنی در سینما هم مسیر موفقیت خود را ادامه داد، به طوری که در یکی، دو سال اخیر او پولسازترین بازیگر سینمای ایران شده است. و بالاخره اولین کار سینمایی اش را هم امسال کارگردانی کرد: "خوابم میاد" توانست جایزه سیمرغ بلورین "بهترین کارگردان اولی" را در سی امین جشنواره فیلم فجر برای عطاران به ارمغان بیاورد. حالا شما مقایسه کنید در جدایی عطاران از تلویزیون کدام یک بیشتر ضرر کرده اند؟ عطارانی که تبدیل به یکی از برترین چهره های حال حاضر سینما در عرصه کمدی شده یا تلویزیونی که چند سالی است حتی یک کمدی ماندگار هم نتوانسته تولید کند؟
او سال 78 با مجموعه "تورنگ و پورنگ" به تلویزیون آمد و بعد از آن
با اجرای برنامه کودک و نوجوان و اسم مستعار هنری "عمو پورنگ" در
سال 81، توانست اسم و رسمی پیدا کند و ستاره ای برای کودکان این
رسانه باشد؛ ستاره ای که حالا بدون حضور تلویزیون هم خیلی خوب
درخشیده و به یکی از پرفروش ترین های شبکه خانگی تبدیل شده است.
با در نظرگرفتن این دو پیش فرض، یک سوال اساسی پیش میآید، آن هم
اینکه آیا تلویزیون واقعا حاضر نیست برای رسیدگی به علایق کودکان و
نگه داشتنشان مقابل آنتن رسانه ملی، یک کمی بیشتر هزینه کند؟! آیا
خود تلویزیون هنوز به این واقعیت نرسیده که با انواع و اقسام عموها
و خاله های تقلبی که این روزها بدون کمترین تخصصی مثل قارچ وسط
شبکه های مختلف سبز شده اند، حتی اگر چندبرابر هم هزینه کند، بازهم
نمیتواند این کودکان بی گناه را دلخوش کنار خودش نگه دارد؟ شاهد
اصلی این ادعا، جدول نظرسنجی خود مرکز تحقیقات صداوسیماست که تا
پایان سال 89، در تمام نظرسنجی هایی که از کودکان داشته، آنها
بیشترین رای را به عمو پورنگ و امیرمحمد داده اند و بعد از این
برنامه است که "فتیله" و بقیه برنامه قرار گرفته اند.
[ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 08:17 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
.یکی هم نیست بیاد رد بشه
بهش متلک بگیم ![]() [ شنبه 13 اسفند 1390 ] [ 07:43 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
سلام.میخام با چند تا عکس برگردونمتون به دوران کودکی!خودم وقتی اینارو دیدم هم خندیدم هم حسرت اون روزا رو خوردم.البته من 14 سالمه.ممکنه تو دوران بچکیم بعضی از اینها نبوده باشه.ولی همونایی که بود و باعث شد یاد بچگیم بیفتم خودش خیلیه!! ![]() راستی نظر یادتون نره.این اپ مخصوصه! یاد اون روزا بخیر...
[ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 03:43 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
نظرررررررررررررررر ![]() نمای متروی تهران از اون بالا بالاها ![]() تشریحِ آناتومی قلبِ دخترا و پسرا ! ![]() بیچاره ترین گربه دنیا در دستِ یک دیوانه! ![]() برای بهرهمندی از دارایی نیاز به خردمندی است ![]() این مهم نیست که چقدر منابع و بودجه دارید اگر ندانید که از آنها چگونه استفاده کنید، آن منابع هرچند هم زیاد باشد هیچگاه برایتان کافی نخواهد بود بابا چند نفر به یک نفر ؟! ![]() مرحله ای از رقابتهای قوی ترین مردان در كانادا که شركت كنندگان باید 22 زن را با وزن بیش از 2000 پوند بلند كرده و به صورت تعادلی نگه دارند ! رعایتِ کپی برابر اصل تنها مصداقِ کارِ این تاتوکارِ فوقِ حرفه ای است ![]() درج واژه ی "بحرین" (بهرین) با املایِ شگفت انگیزِ صدا وسیما ![]() اصحابِ رسانه ملی "سختی کار" را (سختیه کار) زیرنویس می کنند و لابد سختی کار هم میگیرند با این سوادِ دکتریشون ![]() شترپلو ! شاهکاری دیگر از عرب های شکم پرست ![]() وقتی یک پراید در آرزوی لامبور و پورشه مورشه بودن باشه، دیگه بهتر از این نمیشه ![]() اساس و بنیان اقتصاد، بدون هیچ برو برگشتی ! ![]() چیزی که عوض داره، گله نداره .... ![]() شباهت جالب زن اردنی به عادل فردوسی پور ! ![]() بنظر شما علم بهتر است یا کمپرسی ؟! ![]() جایی رفیع برای تفکّـــر ![]() بزها این جوری می خندند ... ![]() زیباترین عکس طوفانی سال ۲۰۱۱ ![]() این هم یه جور از رکوردهای اخیر شیرجه در رانندگی ![]() بنـــــواز پیرمرد، شاید آن آهنِ پشتِ سرت از شرمِ صدای سازت آب شود ![]() بدون شرح ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() نظر ندی دیگه اپ نمکنم![]() [ جمعه 5 اسفند 1390 ] [ 03:02 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
سلام سلام!!!به دوستای خوفم.اپ امروزم یکم متفاوته!!!یعنی موضوع نداره.مطالبش قاتی پاتیه!! البته به شرط این که نظر بدید. راستی پسرا با جنبه باشن چون فقط واس خندس اول از همه میخوام یه چند تا اس ام اس ضد پسر بزارم به کووووووری چشم بعضیا!!! هنگامی پسر ها سربه زیر می شوند که سنگ فرش خیابان ها ایینه کاری شود.
چرا روان درمانی مردها کمتر از زنها طول میکشه؟
معمولا” باید در روان درمانی به دوران کودکی بازگشت و مردها همیشه در همون دوران به سر می برند!
ببین خانوم ، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پانزده هزار کلمه برای صحبت کردن استفاده میکنند ولی زنها از سی هزار کلمه . دیدید ثابت شد شما زنها بیشتر حرف میزنین تا ما مردها؟ خانم : هیچ هم همچنین چیزی نیست . فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره …! ببخشید چی گفتی؟؟
مرد به خدا می گه: چرا زن رو زیبا آفریدی ؟ خدا می گه: واسه اینکه تو دوستش داشته باشی دوباره می پرسه پس چرا ناقص العقل افریدی؟خدا میگه برای اینکه تو رو دوست داشته باشه
فالگیر : فردا شوهرتون میمیره زن : اینو که خودم میدونم . بهم بگو گیر پلیس می افتم یا نه؟
نازک ترین کتاب دنیا : چیز هایی که مردان در مورد زنان میدانند!!! دخترا بالا میرند !!! وقتی یه زن میبینه که شوهرش داره زیکزاک تو حیاط میدوه باید چیکار کنه؟ هیچی ، باید بهتر هدف بگیره و به شلیک کردن ادامه بده
به پنجاه تا مرد در ته اقیانوس چی میگن؟ یک شروع خوب !!!
به زنی که همیشه میدونه شوهرش کجاست چی میگن؟ (بیوه).
مرد : عزیزم ، من میخوام از تو خوشبخت ترین زن دنیا رو بسازم زن : خیر پیش!!! بهترین انتقام از زنی که شوهرتون را از چنگتون در آورده چیه؟ بذارین شوهرتون مال اون بمونه !
مامان ، من شنیده ام تو بعضی از کشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همدیگه رو نمیشناسن ! راسته ؟ دخترم تو همه جای دنیا وضع همینه !؟
پسرها به ۵ گروه تقسیم میشن گروه اول پسرایی هستند که دخترا رو بدبخت میکنن! گروه دوم پسرایی هستند که اشک دخترا رو در میارن! گروه سوم پسرایی هستند که جوون دخترا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم پسرایی هستند که کاری میکنن دخترا روزی ۱۸ بارآرزوی مرگ کنن! گروه ۵ پسرایی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن
شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید !؟ جواب : زنی که به او نشان دهد چطور از آنها استفاده کند
وقتی خدا حوا رو آفرید چی گفت؟ کار نیکو کردن از پر کردن است !!!
بهترین مدرک دروغ بودن قصه ها چیه؟ مجرده ! شاهزاده افسانه ای همیشه خوش تیپ و باهوش و پولدار و مجرده
آگهی نیازمندی : به پنج مرد زرنگ و کاری یا یک زن نیازمندیم !!!
زن خودش را زیبا می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست این یکی خیلی با حاله!!!! حاج آقا و دختر شیطون اشپزی مردا!!! 1-توی کابینتهای
بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن اینم از اپ امروزم.نظر یادتون نره!!! [ یکشنبه 23 بهمن 1390 ] [ 11:42 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 11:48 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 11:36 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
[ پنجشنبه 20 بهمن 1390 ] [ 10:40 ب.ظ ] [ نازنین جووون! ]
[ نظر بدید! ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |